خرید بک لینک
موضوع: جسم تاریک ام را امروز ب خاک مال ایدند من هنوز در خودم بودم و تو، با طلوع آن چشم های آبی ات من را از خودم بیرون کش ایدی یک بار شنیده بودم: مرده ها را بعد از مرگ هم می کش اند و من از مرگ ترس ایده بودم... امروز، چهره هایی که می شناخت ام یکی یکی از جسم ام گریخت اند چون دیوانه گانی

برچسب: نویسنده: رها محمدپور تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1396 ساعت: 2:29

موضوع: فاصله ی میان دو لب را با چند هجا پُر کن تا بریزد صدا از هر صدای تو: "هی هی کجا کجا رفتی زکوی ما" می روی ب گوشه ای یک پرده دورتر از دشتستان ب دیلمان و من، چند کوه پایین تر نشسته ام چشم ام ب راه تو... آمدن ات دیده ام بار بار با دهان ات که: قار قار صدایی که جا مانده در دهان دیگ

برچسب: نویسنده: رها محمدپور تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1396 ساعت: 2:29

موضوع: داریم می ریزیم از نگاه دریده ی هم ریز ریز بر پوست کش ایده ی خیابان ها با حنجره های مان بم زیر بم زیر زیر و بم صدا را ب هم می دوزیم. با انگشت هایی کش ایده تر از درخت بر تن هم می روی ایم و شاخه می زن ایم می ریزیم و دوباره برگ برگ و سبز می روی ایم از رگ های هم... دوباره درخت شد

برچسب: نویسنده: رها محمدپور تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1396 ساعت: 2:29

موضوع: کلمه ای از بام یک شعر من افتاد پایین دو جای حرف اش مو برداشت البته کلمه ای شیک بود و کمی سر، ب هوا... در این میان کلمه ای هم بود که حرف نداشت و لاب لای شعرهای ام دنبال حرف های خودش می گشت. من روی بعضی حرف ها چشم گذاشته ام و بعضی دیگر کلاه تا کلمه های شعرم، با هم عاشقی کن اند و

برچسب: نویسنده: رها محمدپور تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1396 ساعت: 2:29

موضوع: من، دیواری شده است پشت در هر بار از خودش روی ایده و آوار می شود روی خودش هربار... من، از درِ روی ایده روب روی خودش یک بار بیرون شد و هربار، دست می شود روب روی در و تکه تکه خودش را می چین اد روی هم... دیوار و در خیره ب هم هربار و دیگر، هم آن چیزهای دیگر است من را دیوار تو را در

برچسب: دیوار, نویسنده: رها محمدپور تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1396 ساعت: 2:29

موضوع: برگ درختی که می ریخت در گوشه ای ب پای خودش و درخت حرف هایی که با من می رویید با تو کلمه ای شد، چند حرفی برگ برگ رنگ مان کرد ب شکل خودش... مدتی ست دنبال خودم می گردم بدون حرفی که وصل ام کن اد ب جمله ای بدون برگی که بدوزدم ب شاخه ای شای اد سایه ای بدون صاحبی! دارم دنبال کسی می

برچسب: تکراری, نویسنده: رها محمدپور تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1396 ساعت: 2:29

موضوع: یکی این بود یکی آن هر دو یکی بودن و آن که هرگز کسی نبود، من بودم! کسانی حرف در می آوردند برای این کسانی حرف ها را ب هم می بافت اند برای آن من اما، حرف نداشت ام... این و آن در گذشته های دور و نزدیک خود نشانه ای شده بودند برای حرف گاهی برای من حرف در می آوردند گاه برای دیگری اما خودشان

برچسب: دیگری, نویسنده: رها محمدپور تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1396 ساعت: 2:29

درود دوستان: شعری از من با عنوان فاصله و نقد شعر توسط خانم "طراوت واله، دانش جوی رشته ی فیزیک هسته ای، با هم کاری خانم مرجان کولی نیا" دکترای زبان انگلیسی" صورت گرفته است که در ذیل اصل متن ترجمه را می خوان اید. باسپاس فراوان از این دو عزیز بزرگ وارم! Between me & me Objects & I Watching & I Something between distance & I Objects, possible To watch, possible You, possible

برچسب: ترجمه,فاصله, نویسنده: رها محمدپور تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1396 ساعت: 2:29

موضوع: باکره گی دستان ات را ب کلمه ای آلودی اگر اگر، دستی می شود کنار هر و هر، کلمه ای فقط دستان تو را آلوده است. من چند بار برای ات زبان در آوردم تو امّا فقط دست ام را دیدی دست ام را نوشتی و چشم ام را از قضا چپ افتاده بود کنار خودش و هر بار من بودم و هر بار تو می نوشت ایم با دست هم

برچسب: نویسنده: رها محمدپور تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1396 ساعت: 2:29

موضوع: برگشت ام ب راه خودم ب اول راه ب آی کلاه گم کرده در هم این راه... برگشت ام ب خودم ب اول خودم ب کلاهی که الف بر سرم گذاشت اول راه... کنار حرف، چند راه باز می شود ب راه و حرفی با دو چشم درشت می لغزد کنار کلمه ای کلمه ای که افتاده روی خودش و با الف بدون کلاه جمع می کن اد کلمه را

برچسب: نویسنده: رها محمدپور تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1396 ساعت: 2:29

صفحه بندی